رویم نشد ..

 

بسمه تعالی

 

خواستم با بوسه بیدارش کنم رویم نشد

آمدم با عشق دیدارش کنم   رویم نشد

 

با همه بی مهری اما بار دیگر خواستم

باز هم از مهر سرشارش کنم  رویم نشد

 

من تمام عشق را جان کنده ام با نام او

با دلم گفتم که تکرارش کنم  رویم نشد

 

سر به بالین اش نهادم بلکه با دستان خود

تا سحر با مهر تیمارش کنم  رویم نشد

 

من که با افسونگری از گلرخان دل میبرم

حیله ها کردم که بیمارش کنم  رویم نشد

 

او که با بی اعتنایی های خود دل را شکست

در جوابش خواستم خوارش کنم  رویم نشد

 

دعوتش کردم کنار هم شبی خلوت کنیم

خواستم اینبار هر کارش کنم  رویم نشد


/ 0 نظر / 20 بازدید