شعر

تمام حرف های شیخ در شهر

شبیه نقش های سرخ قالی ست

 

اگر چه دل ز مردم می رباید

ولی از وعده های پوچ و خالی ست

 

ندیدم بد تر از این تک شعاری

که تدبیر و امیدش  دستمالی ست

 

چنان پر کرده جیبش را پر از پول

نمی داند که وضع بی ریالی ست

 

نمی داند که حتی سفره ی ما

چهار سال ست از نان  خشک و خالی ست

 

قدیما وقت دزدی نیمه شب بود

ولی چندی ست ظهر و این حوالی ست

/ 0 نظر / 17 بازدید