گل ..

بسمه تعالی


دست ما را می کند کوتاه از دامان گل

باغبانی که نبسته با خودش پیمان گل


سرو بالایی که ما داریم از صد گل سر ست

دست او هر چند کوتاه ست از دامان گل


گل نمی روید در آن خاکی که باشد شوره زار

خاک نارس میکند سر پیچی از فرمان گل


در گلستانی که باشد حرف از تیر و تبر

نیست در هر گوشه ی آنجا شدن امکان گل


لاله رویانی که خود را مثل گل پنداشتند

اشک شبنم کاش می گشتند در چشمان گل


خاک بر سر میکند گل تا نیافتد دست باد

در بهاران خاکروبی می کند باران گل


خنده رویی از خصوصیات باز غنچه نیست

خنده روید در بهاران  بر لب خندان گل



جواد مهدی پور

/ 0 نظر / 6 بازدید