برو ..


بسمه تعالی


می روی اما من از دل دوستت دارم برو ..

در مسیرت لاله های سرخ می کارم برو ..

 

با همه نا مهربانی های تو اینبار هم

اخم کردی و نکردی باز ، دیدارم برو ..


هر چه کردم منصرف سازم تو را از این سفر

نا امیدم کردی و آزرده ، ای یارم برو ..


گفته بودی تا ابد با من بمانی نازنین

من که از جام وصال دوست سر شارم ، برو ..


من وفادار تو خواهم ماند با گرمای عشق

سالها از چشم بیمار تو بیمارم ، برو ..


عمر سر کردم به پایت سوختم دیوانه وار

میروی تنها و من هم اشک می بارم برو ...


سعی کردم تا نگهدارم تو را اما نشد ل

ااقل دل را ببر با خویش دلدارم ، برو .. 

 

/ 0 نظر / 14 بازدید