حجت ..

بسمه تعالی


 

اگر از حجّت روشن   شود جــــــام جهان خالی

به این معنی ست از خورشید باشد آسمان خالی

 

به قدر” آه “   اگر می ساختم  این سینه را  خـالی

زمین هم می شد از چشمان خواب آلودگان خالی

 

چگونه دل سپارم بعد از این بردست گُل رویان

که از مِهــر تو می باشد  زمین خالی  زمان خالی

 

تو دادی حکم اعدام مــرا   در دادگاه عشق

ندانستی که باشد جام من  از شوکران خالی

 

شود پر، مغز انسان در کهنسالی که بیمارست

ولی از فــکر باشد  کاسه ی  مغز جوان  خالی

 

دهان پر می شود از طعنه و دشنام گونـــــاگون

همین که سفره ی مردم شود از قرص نان خالی

 

دو عشق نا برابر بس که در یک دل نمی گنجند

برای من بکن  دل را   تـــــو از  بیگانگان خالی

 

 

جواد مهدی پور

/ 0 نظر / 15 بازدید