نامه ..

بسمه تعالی


 

می رسد این روزها بر دست دلبر نامه ام

تا بخواند حرف های گرم را   در نامه ام

 

شکوه های آتشین و داغ با خود می برد

تا بر آرد دود از بال سمندر  نامه ام

 

در سیاهی گم شود روز قیامت آفتاب

می شود ناخوانده در صحرای محشر نامه ام

 

ساده لوحی های من شد عاقبت نقشی بر آب

محو می خواهد شود از دیده ی تر نامه ام

 

گرچه از خامی شدم در زندگی نامه سیاه

می کند در عشق امّا کارعنبر نامه ام

 

نیست پنهان زخم دل هایم برای دیگران

چون نمایان ست در بال کبوتر نامه ام

 

گفتم آن بیگانه با این نامه گردد آشنا

دیدم او بیگانه تر شد با خط هر نامه ام

 

احتیاجی نیست دیگر بر کبوتر داشتن

می کند در عشقبازی کار شهپر، نامه ام



جواد مهدی پور

/ 0 نظر / 5 بازدید