اکسیر وجود ..

بسمه تعالی

 

 

تو میروی و خاطر رویای تو ماند

جان دادن من هم به تمنای تو ماند

 

در سینه دلی دارم اگر دلبر مهری

پا بند تو می سازم  و در پای تو ماند

 

تا جام جهان بین شکوه تو بر آید

صد نرگس دل محو تماشای تو ماند

 

مجنون تو آواره صحرای جنون است

عمری به هواداری لیلای تو ماند

 

در وهم وجود این همه آیینه شکستیم

جز آینه ی دل که به سیمای تو ماند

 

فردای مه آلود غریبم شده بی تو

عمریست که در حسرت فردای تو ماند

 

لبخند صفابخش تو اکسیر وجود است

عالم همه بر منظر زیبای تو ماند

 

در سینه ی سینای جهان راز نهانی

این عالم و آدم به معمای تو ماند

/ 0 نظر / 8 بازدید