شعر

با آنکه گرفتار  لب یار نگشتیم

اما نتوان گفت که بیمار نگشتیم

 

در آینه دیدیم  تمام رخ خود را

نا خواسته مجبور به انکار نگشتیم

 

ما پای فشردیم  به جایی که رسیدیم

اما سر هر نقطه  چو پرگار نگشتیم

 

بر دوش نهادیم اگر بار گران را

/ 0 نظر / 5 بازدید